میگفت:
-وقتی آفتاب بزنه،وقتی خورشید دربیاد
بارون فقط یه خاطره است
گفتم:
-که جا خوش میکنه گوشه ی حافظه ات و تنهات نمیذاره.حتا واسه یه لحظه،حتا یک آن...
*و این روزا تنهایی دارایی منند خاطره ی چترهایی که هیچ وقت باز نشدند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
اومدم بگم:
غزه رو بی خیال!
آتیش بازی ها سر کوچه ی شماست
که
یه منتقد از راه رسید و گفت:حافظ هم گفته این کوچه سر میشکند دیوارش!یاد
این افتادم که:منتقدانم صدای تو را از پشت تلفن نشنیده اند و حاضرم قسم
بخورم این دو سه جمله هیچ ربطی به هم ندارد!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
در گوشش گفتم وقتی بارون بزنه همه محرم میشن.از چشمات غزل می بارید.مست بودم.مست غزلپاشی چشمات.اما...
اینقد بارون بارید و عاشقم نشد.اینقد بارید و محرم نشد،اینقد بارید و هیچ وقت دستامو...
اینقد بارون بارید و خبر...خبر حتا به نزدیکترین گوشه ی جهان هم نرسید...این وسط فقط او بود که... بود؟
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
این یک شعر نیست...
وقتی با یک بغض بشکنم
و تو نشسته باشی کنار خاطره هام
و از قشنگی آرایه ها بگویی
زل بزنی به چشمم
لبانم را گم کنی
و من
باران را
و واژه ها از دفترم پرت شوند بیرون
و واژه ها از دفترم پرت شوند بیرون
و واژه ها از دفترم پرت شوند بیرون
و واژه ها از دفترم پرت شوند بیرون
و واژه ها از دفترم پرت شوند بیرون
و واژه ها از دفترم پرت شوند بیرون
و واژه ها از دفترم پرت شوند بیرون
و واژه ها از دفترم پرت شوند بیرون
و واژه ها از دفترم پرت شوند بیرون
و واژه ها...
(اصلن پرت کنم بیرون خودم همه واژه ها رو که حالم به هم میخوره
از هر چی نوشته است.!اصلن جمع کنم این بند و بساط نوشتن رو و سر بذارم به
بیابون؟خیابون؟یا هر جایی که "اون" داره..............قبرستـ ون.
که شعر تو را به من نداد
میخاهم کز کنم گوشه ی اتاقت و تندیس شوم و باقی عمر را فقط به تو زل بزنم.از صب تا شب،از شب تا صبح،از صب تا شب،از شب تا صبح،از شب تا صب،از شب تا...