اتفاق بیستم
سه شعر(؟)پیوسته:
ادامه نوشته
۱)
پا در جاده که میگذاری
سردم می شود
و خبر یک حادثه ی تلخ
می پیچد توی شعرهام
تو می روی
و این شهر
مرا نمی فهمد
۲)
تمام شهر
ایستگاه می شود:
هم پای رفتنت
ـ بستنیت آب شد خانوم!
خدای من!
چه سخت است تحمل این کافه
بی تو
۳)
چشمانم را می بندم
تا شعری بگویم
***
آه محبوب من!
جشنواره شعر دانشجویان دانشگاههای استان فارس(ادامه مطلب)
+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم تیر ۱۳۸۹ ساعت 16:9
توسط هانی
|